تبليغاتX
آدمای لنگه به لنگه

آدمای لنگه به لنگه

میدانی دیشب در عمق تنهایهایم ..در سکوت پایان ناپذیر اتاقم...دلم برای خودم سوخت و خاکستر شد

برای دلی که هیچ ظلمی نکردو هیچ جفایی نکرد و هیچ کس را نیازرد

اما خود ظلم و جفا دید و شکست و خرد شد

برای دلی که نمی دانست نباید دل ببندد..دلی که نمیدانست دل او عاشق دیگری است

میدانی خواستم نفرینت کنم ...نفرینت کنم تا هر آنچه که روزی با من کردی بر سرت بیاید

اما نتوانستم...نتوانستم

بارها سعی کردم اما تا لبانم از هم باز شد دوباره مهر خاموشی بر ان خورد

آخر دلی که عاشق توست چگونه می تواند نفرینت کند ...دلی که روزگاری برای تو می تپید

دوباره خواستم نفرین کنم اما اینبار او را.....او که تو عاشقش بودی....

اما گناه او چیست ؟؟؟؟

او هم عاشق آن نگاه شد اما تو او را می خواستی و من را نه!!

میدانی نه گناه توست نه گناه او

هر چه هست تقصیر دل من است

دلی که نمیدانست برای عاشق شدن باید قلبی عاشق را دید...دلی که لحظه ای بی تو بودن را ندید

و حالا دیر زمانی است که تنهاست...رفتی ..خدایم پشت و پناهت باش

فراموشم کردی خدا کند فراموش نشوی

شکستی خدا کند نشکنی

تنهایم گذاشتی خدا کند تنها نمانی

عاشقم کردی کاش خدا میخواست و عاشقم میشدی

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط مارال و عسل  | 

وقتی به دنیا اومدی

وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ،سعی کن یه جوری
زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن.
ما واقعا تا چیزی رواز دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی درعین حال تا وقتی که چیزی رودوباره
به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم.
امید برای انسان اهمیتی همچون اهمیت بال برای پرنده را دارد.
آنچه ناشناخته را معرفی می کند جستجوست.
بکوش غضبت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری .
همه می خواهند آدم مهمی باشند ولی کمتر کسی می خواهد فردی مفید باشد.
براستی که اولین نشانه انسانهای بزرگ فروتنی است .
تیز هوش کسی است که امروزش از دیروزش برتر باشد .
انسان های بزرگ شکستهای بزرگ را تجربه کرده اند .
این دنیا همانند نمایشخانه ایست ، هر کس در فرصت زندگی نقش خویش را بازی میکند و سپس
پنهان می شود.
افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.
گذشته مکان یادگار ها ، آینده مقام امید ها و حال جایگاه تکلیف هاست.
زیبایی که با فضیلت همراه نباشد ، گل بی عطر و بویی را ماند.
از سفر آموختم، برای درک عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد .
همیشه یادت باشد ، سوالات احمقانه پرسیدن بهتر از اشتباهات احمقانه است.
تصمیم نیروی است که امور نامرئی را مرئی و رویا را به واقعیت تبدیل می کند.
زندگی خوب ، زیاد داشتن نیست ، بلکه لذت بردن از چیزیست که داریم .
در شتاب و هیاهو ، درد و رنج نهفته است و در صبر و تامل ، پیروزی و رسیدن به هدف .
دو چیز را فراموش نکن: یاد خدا و یاد مرگ. دو چیز را فراموش کن: بدی دیگران در حق تو
و خوبی تو در حق دیگران. چهار چیز را نگه دار: گرسنگیت را سر سفره دیگران ِ زبانت را
در جمع٬ دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.
بیا روشن بیا بی کینه باشیم چو آه ساکتی در سینه باشیم
برای کثرت خورشید درخویش بیا مثل دل آیینه باشیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط مارال و عسل  | 

تولدت با یه عالمه احساس خوب مبارک

لبخند زدی و آسمان آبی شد

شب 28 بهمن مهتابی شد

مارال پس از تولد زیبایت  

تا آخر عمر غرق بی تابی شد

 

مارال جون تولدت مبارک ایشالا صد سال زنده باشی  و زندگی به کامت باشه 

 

 

هر چی فکر میکنم باید اول چی بگم نمیدونم آخه امروز روز خیلی خیلی مهمیه فکر میکنم از هر کسی بیشتر برای من مهم باشه.

وامروز همون روزیه که خدا خواست با وجود تو تموم خانواده یه بغل خوشبختی رو احساس کنن

نمی دونم چطور باید از تو بگم یا اینکه چطور از خدا تشکر کنم.

توضیح بدیهیات خیلی سخته  توضیح خوبی تو از اون سختتر

توصیف مهربونیات تو این یکی که اصلا زبونم کم میاره .          

بهترین آرزوها برای تو بقیه شو رو در رو میگم آخه اینجا ملا عام حساب میشه میدونی که)  

تو که بهترینی و فقط بهترینها شایسته ی تو هستند(  اوه اوه چه قلمبه سلمبه حرف میزنم)

 

تمام هستی من تولدت مبارک عزیزم , مهربونم

 

حالا میریم که داشته باشیم

 

 

    تولد , تولد تولدت مبارک , مبارک , مبارک , تولدت مبارک

              تولد , تولد تولدت مبارک , مبارک , مبارک , تولدت مبارک          

                       بیا شمعا رو قوت کن تا صد سال زنده باشی 

 

 

 

به قول آجــــی شیلا:

 

 

می بوسمت 1000 تا

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط مارال و عسل  | 

میای جا عوضی؟


اگر در هر آن به گذر زمان مي انديشي و سرعتش ديوانه ات مي کند، بدا به حالت، هيچ کار نمي کني و فقط در انديشه ي پيشرفتي.

اگر همه لحظه به اين فکر مي کني که هرچه زودتر زمان بگذرد، بدا به حالت، هيچ کار نمي کني و نيز هيچ نمي خواهي.

اما اگر آنچنان مشغولي که به گذشت زمان فکر نمي کني و از لحظه هايت لذت مي بري، يک پيشنهاد برايت دارم:

"جايت را با من عوض مي کني؟!"



+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط مارال و عسل  | 

در اتاق کوچکم هيچ نيست

فقط من با دلتنگي هايم در سخنم

تنهاييم از بس قد کشيده که ديگر در اتاق جا نمي شود

همه ي فصل هايم رازردي خزان در خود فرو بلعيده است

کسي نيست تا فصل هايم را سبز کند

و کسي نيست دستي بر کشد از آستسن

براي کنار زدن پرده هاي اين اتاق تاريک ومخمور.!
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط مارال و عسل  | 

مي دونستي تو هم يك فرشته داري؟

کودکی که آماده ی تولد بود،نزد خدا رفت و از او پرسيد:می گويند فردا شما مرا به زمين می فرستيد.اما من با اين کوچکی و بدون هيچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد:از ميان تعداد بسياری از فرشتگان من يکی را برای تو در نظر گرفته ام.او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود يا نه.
-اما اينجا در بهشت،من هيچ کاری جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها برای شادی من کافی هستند...
خداوند لبخند زد:فرشته ی تو برايت آواز خواهد خواند،هر روز به تو لبخند خواهد زد.تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گويندوقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خدتوند او را نوازش کرد و گفت:فرشته ی تو،زيباترين واژه هايی که ممکن است بشنوی در گوشت زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کنی...
کودک با ناراحتی گفت:وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟
اما خدا برای اين سوال هم پاسخی داشت:فرشته ات دستهايت را کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد می دهد چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و گفت:شنيده ام در زمين انسان های بدی هم زندگی می کنند.چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
-فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد،حتی اگر به قيمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد اما من از اينکه ديگر نمی توانم شما ببينم ،ناراحت خواهم بود...
خداوند گفت:فرشته ات هميشه از من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت،اگرچه من کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايی از زمين شنيده می شد.کودک می دانست که بايد به زودی سفرش را آغاز کند.او به آرامی از خدا يک سوال ديگر پرسيد:خدايا!اگر من بايد همين حالا بروم،لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد...
خداوندشانه ی او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهميتی ندارد.

به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.

کاش قدر فرشته هامونو تا وقتی هستند بدونیم

امیدوارم از مطلب خوشتون اومده باشه.

دوستون دارم

مارال جون

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آذر1386ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط مارال و عسل  | 

سلام ما بازم اومدیم با کلی مطلب

مطلبمون اینبار دربارهء اینه:  بهترین آوازه خوان حمام . امیدوارم که خوشتون بیاد

تلویزیزیونی هندی در پی آواز خوانان خوب در مکانی است که معمولا هیچ دوربینی به آن سرک نمی کشد !حمام...

"اواز هم خوان حمام"نوعی مسابقهء خوانندگی جدید است که شبکهء تفریحی"فمیلی" آن را برای انتخاب خوانندهء آموزشندیدهای برگزار میکند که زیر دوش خوب بخواند و بینندگان را مجذوب کند.رئیس بازار یابی این شبکه گفت: ما در جستوجوی ترکیبی از صدای خوب و شور و هیجانیم یعنی همان سر زندگی و انرژی افراد در آواز خواندن در حمامهایشان . شرکت کنندگان 18 سال یا بالاتر باشند و تارهای صوتیشان را در استودیویی به کار بیندازند که محیط حمام را با دیوارهای کاشیکاری شده و دوش و وان بازسازی کرده است.هنوز معلوم نیست که آیا در سیر مسابقه در نهایت لازم است شرکت کنندگان زیر دوش هم بخوانند یا نه؟! ضبط این برنامه به زودی آغاز میشود و انتظار می رود که در شهریور ماه به روی آنتن برود برندهء  این مسابقه 5/2 میلیون روپیه (62000دلار) جایزه خواهد گرفت.

 

امیدوارم که از مطلب خوشتون اومده باشه.

 

دوستون داریم

 

موفق باشید

 

مارال جون و عسل جون

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط مارال و عسل  |